معين الدين محمد زمچى اسفزارى
66
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
با هزاران « 1 » ديده هرچند گرد عالم گرديد خطهء بدين عظمت و حصانت « 2 » نديده ، للطيّان البمى نوّر مرقده « 3 » : قبهء افلاك پيش طارمش نامرتفع * روضهء فردوس پيش ساحتش نادلپذير آسمانرا از فرود سقف مرفوعش مدار * اخترانرا بر حريم صحن ميمونش مسير
--> ( 1 ) - مج : با هزاران . مك : با هزار ديده . ( 2 ) - مج : عظمت نديده . مك : عظمت و حصانت بديد . ( 3 ) - للطيان البمى : طيان يكى از شعراء قديم بوده كه مجموعهء اشعار او از ميان رفته است . در فرهنگهاى اسدى . جهانگيرى . رشيدى اشعار او را باستشهاد ذكر كردهاند . اسدى گاهى او را طيّان مرغزى و جائى « طيّان » ناميده و قريب 60 - 50 بيت او را در تضاعيف كتاب ذكر كرده است . و تقى اوحدى لنبانى ترجمهء احوال او را در تذكرهء « عرفات العاشقين » و تذكرهء « كعبهء عرفان » و « فردوس خيال » بعنوان « حكيم طيان البمى » ذكر كرده و قريب هشتاد بيت از او نقل كرده است . در مجمع الفصحاء ترجمهء احوال او را بعنوان : « طيان بمى كرمانى » ذكر نموده گويد : شاعر فصيح و شيرينزبان بوده از بم است كه نام قلعهايست در حدود كرمان و سجستان و او را « ژاژخا » ملقب كرده و « ژاژطيان » مشهور است و اين قطعه را نيز ذكر كرده است و مطلعش اين است : اى چو گردون سقف تو در شكل و هيئت مستدير * چشم گردونت نخواهد ديد در عالم نظير قبهء افلاك نزد طارمت نامرتفع * روضهء فردوس پيش ساحتت نادلپذير آسمانرا از فروغ قصر مرفوعت مدار * اخترانرا در حريم صحن ميمونت مسير از تماثيل تو نقاش طبيعت منفعل * وز تصاوير تو گردون ثوابت بانفير دور نبود كز خجالت با علو سدهات * روى چرخ لاژوردى زرد گردد چونزرير پر عجايب چون سپهرى پربدايع چون بهشت * بلكه باشند اين و آن با نسبت قصرت حقير آن هواى معتدل دارى كه هستى جاودان * چون بهشت ايمن ز سردى دى و گرمى تير